-
امام رضا (ع)
شنبه 30 تیرماه سال 1403 07:25
اثنی و عشر وضوی صبحند از رحمتشان جهان چه خرسند از نور و طلوع هشتمینش شاهان همه در برابرش سرافکند این شاه رئوف بنده نواز است یادی کند از غلام دربند
-
کیمیای سعادت
جمعه 22 آبانماه سال 1394 12:06
زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست، گر برافروزیش نقش هر شعلهاش از هر کران پیداست، ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست.
-
طریق زندگی
دوشنبه 24 شهریورماه سال 1393 11:32
در زندگی هر کس طریق راستی و درستی را بپیماید، زودتر به هدف میرسد.
-
مهر
پنجشنبه 1 خردادماه سال 1393 13:04
سلام بر تو ای دستت آشیانه مهر ....
-
باران
دوشنبه 18 آذرماه سال 1392 09:07
هر که باران باشد ... روی چشم همه پنجرهها جا دارد
-
هدیه
شنبه 22 تیرماه سال 1392 07:46
زندگی مال ماست هر نفس هدیه ای از خداست !!!
-
قرار
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 07:39
من بی تو قرار نتوانم کرد احسان تو را شمار نتوانم کرد گر بر تن من زفان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد (ای خدای من)
-
قدر ناشناس
یکشنبه 18 فروردینماه سال 1392 08:24
همیشه مینالم ، همیشه توی این فکرم که چرا فلان اتفاق اونجوری که من میخواستم نشد ، یا اگر فلان اتفاق بیفته چه ها که نمیشه . اما خیلی کم اتفاق میفته یه نگاه کاملی به گذشته بندازمو ببینم چی بودم و چی شدم . چه پیشرفتهایی که داشتم و قدرشو ندارم . خدایا می دونم که اصلا بنده خوبی نیستم خیلی قولها بهت دادم ، خیلی عهدهایی که...
-
لذت
یکشنبه 7 آبانماه سال 1391 07:03
***هیچ لذتی ارزش قهر خدا را ندارد ***
-
خدای من،خدای ما
سهشنبه 4 مهرماه سال 1391 08:12
خدای خوب من سلام حال همه ما خوب است چون تو را داریم ....
-
عیش و هستی
پنجشنبه 18 خردادماه سال 1391 12:08
(( خدایا کمکم کن تا پیمانی را که با تو در طوفان بستم در آرامش فراموش نکنم ))
-
خالص و مخلص
جمعه 18 فروردینماه سال 1391 22:13
الهی رضاً برضاک و تسلیماً لامرک این آخرین جملاتیه که امام حسین(ع)در قتلگاه به زبان آوردند . و آیا می شود روزی با این دیدگاه زندگی کنم ؟ آیا روزی می رسد که تسلیم امر خدا شوم و دل از دنیا برکنم ؟ خداوندا تشنه رسیدن به توام اما آنچنان در بیابان دنیا سراب وسوسه زیاد است که جز خودم چیزی را نمیبینم . خدوندا به بیکرانیو لا...
-
شیشه پنجره را باران شست....
شنبه 28 شهریورماه سال 1388 00:40
شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای، باران باران
-
خدا
پنجشنبه 5 دیماه سال 1387 23:08
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان !!! اما به قدر فهم تو کوچک می شود !!! و به قدر نیاز تو فرود می آید !!! و به قدر آرزوی تو گسترده می شود !!! و به قدر ایمان تو کارگشا می شود ...!!! یتیمان را پدر می شود و مادر... محتاجان برادری را برادر می شود... عقیمان را طفل می شود !!! نا امیدان را امید می شود !!! گمگشتگان را راه...
-
تنها بهونه زندگی
پنجشنبه 23 آبانماه سال 1387 23:22
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی ، آره ، بازم منم ، همون دیوونه همیشگی فدای مهربونیات ، چه میکنی با سرنوشت ... !!!!؟؟؟؟ دلم واست تنگ شده بود این نامه را واست نوشتم .... حال منو اگه بخوای ، رنگ گلای قالیه ، جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه ابرا همه پیش منن ، اینجا هوا پر از غمه ، از غصه هام هر چی بگم ، جون خودت بازم...
-
ناخواسته ها
پنجشنبه 18 مهرماه سال 1387 19:58
شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است لاجرم باید زیست ...................................
-
رو سیاه
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1387 15:45
نمیدانم ،چرا وقتی که راه زندگی هموار می گردد ، بشر تغییر حالت می دهد خونخوار می گردد ، به وقت عیش و هستی ،میزند بر طبل بد مستی ، به وقت نیستی ، مومن و دیندار میگردد !!!!
-
بد خواه
سهشنبه 21 خردادماه سال 1387 21:25
((مدعی خواست که از بن زند این ریشه ما غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما))
-
سرنوشت
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1387 18:24
فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم... دو دستم را به هم با حرص می سایم ... خدایا ترس من از چیست ؟ عروس جشن امشب کیست ؟ ولی ناگه صدای نعره ام در ساز می میرد و داماد ... شاد و سرخوش از نگارم بوسه می گیرد ... صدای شیخ می آید : عروس خانم وکیلم من ؟ جوابم ده وکیلم من ؟ صدای آشنایی "بله"...
-
پندار
جمعه 23 فروردینماه سال 1387 07:38
هیچ کس اشکی برای من نریخت هر که با من بود ، از من میگریخت چند روزی هست ، حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدَنیست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفاعل میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
-
تنهاترین ها
جمعه 10 اسفندماه سال 1386 21:45
دیر گاهیست که تنها شده ام،قصه غربت صحرا شده ام،وسعت درد فقط سهم من است ، بازهم قسمت غم ها شده ام ، دگرآیینه زمن بی خبر است،که اسیرشب یلدا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام... .
-
صغیر اصفهانی
چهارشنبه 3 بهمنماه سال 1386 18:47
((دل مسوزان که از هر دل به خدا راهی هست ))
-
بزرگ بینی
چهارشنبه 26 دیماه سال 1386 16:10
عیب است بزرگ بر کشیدن خود را وز جمله خلق برگزیدن خود را از مردمک دیده بباید آموخت دیدن همه کس را و ندیدن خود را خواجه عبدالله انصاری
-
مثبت اندیشی
سهشنبه 13 آذرماه سال 1386 21:59
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد
-
خدا و تنهایی
جمعه 9 آذرماه سال 1386 22:39
(( اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست ))
-
روزگار
جمعه 8 تیرماه سال 1386 23:51
روزگار ایینه را محتاج خاکستر کند ای کاش یه نمایشگر روی سینه ادمها بود که حرفای توی قلبشون را نشون میداد
-
ارزش زندگی
یکشنبه 3 دیماه سال 1385 13:22
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
-
افغان
یکشنبه 26 آذرماه سال 1385 17:10
وای بر ما که درمان خویش را در سکوت میجوییم!!!
-
قناعت
چهارشنبه 24 خردادماه سال 1385 14:59
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی
-
هدیه ای برای تو
سهشنبه 23 خردادماه سال 1385 00:21
لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزاران بار تقدیم تو باد